خرید بک لینک

عدالت خدا

مرد فقیرى بود که همسرش از شیر گاوشان کره درست میکرد و او آنر

به تنها بقالى روستا مى فروخت.

آن زن روستایی کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت و

همسرش در ازای فروش آنها مایحتاج خانه را از همان بقالی مى خرید.

روزى مرد بقال به وزن کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند.

هنگامى که آنها را وزن کرد، دید که اندازه همه کره ها ۹۰۰ گرم است.

او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت: دیگر از تو کره

نمى خرم، تو کره ها را به عنوان یک کیلویی به من مى فروختى در

حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است.

مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت: راستش ما

ترازویی نداریم که کره ها رو وزن کنیم ولی یک کیلو شکر قبلا از

شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار دادیم .

یقین داشته باش که به مقیاس خودت برای تو اندازه مى گیرند.

برگرفته از وبلاگ استاد بزگوار آقای اکبر عبدیل زاده (از اورمیه)

برچسب: نویسنده: مهتاب فرهادی تاريخ: سه شنبه 18 دی 1397 ساعت: 21:03

صفحه بندی